1- روش اکسیداسیون ـ دی اکسیداسیون

براساس منحنی مقابل رابطه ئیدروژن و اکسیژن یک رابطه معکوس می باشد به این طریق که با افزایش اکسیژن میزان ئیدروژن کاهش یافته و با افزایش ئیدروژن اکسیژن کاهش می یابد . یک رابطه دو طرفه بین ئیدروژن و اکسیژن وجود دارد . مطابق شکل روبرو بخار در بالای خط بوجود می آید و براساس این رابطه ابتدا شرایط را به طور عمومی اکسیدی نموده ( افزودن اکسید مس) تا ئیدروژن کاهش یابد پس از پایان ذوب , مذاب را توسط اکسیژن زدایی مناسب اکسیژن زدایی می کنیم و سپس بارریزی انجام می شود به  این روش اکسیداسیون و دی اکسیداسیون می گویند .

2) روش روی شعله ور

این روش هنگامی مورد استفاده قرار می گیرد که حداقل درصد روی 20% باشد . مطابق شکل صفحه بعد دمای بارریزی آلیاژ و نقطه جوش در مقادیر بیش از 20% به هم نزدیک می شوند لذا روی فشار بخار بالایی را در داخل آلیاژ بوجود می آورد و این موضوع موجب حذف یا رانده شدن ئیدروژنها از داخل مذاب می شود . به علاوه اکسید روی از تخلخل کمتری نسبت به اکسید مس برخوردار بوده و یک سرباره غیر متخلخل و مستحکم تر در سطح مذاب ایجاد می شود که تا حد قابل توجهی از ورود گازهای ئیدروژن و اکسیژن به داخل مذاب جلوگیری به عمل می آورد پس کافیست در این روش درجه حرارت فوق ذوب بطور عمد مقداری افزایش داده شود و هنگام محاسبه عیار شارژ تلفات روی در نظر گرفته شود تا عمل گاز زدایی خود به خود انجام گردد .

3) گاززدایی با فلاکسهای گازی خنثی

در این روش از فلاکسهایی استفاده می شود که حاوی مقادیری گازهای خنثی نظیر آرگون یا نیتروژن است که گاز به داخل آنها تزریق شده . این قرص ها ( مانند کپسول های خوراکی البته از جنس گرافیت و داخل آن پر از گاز N2 ) معمولاً به صورت قرص های گرافیتی است و در عمق مذاب نگه داشته می شود . گرافیت سوراخ شده و گاز خنثی با همان مکانیزمی که در مورد آلومینیوم گفته شد ئیدروژن موجود در مذاب را به همراه خود خارج می کند . بازدهی این روش به حجم گاز , عمق بوته ( عمقی که تیوب ها بداخل مذاب رانده می شود ) و  اندازه حباب های گازی ایجاد شده دارد .

هرچه عمق بوته ( عمق منطقه واکنش ) بیشتر و حباب های ایجاد شده ریزتر باشد بازدهی عمل بهتر خواهد بود .

4- روش فلاکسهای گاز زدایی جامد

در این روش غالباً کربنات کلسیم (CaCO3) به صورت قرص درآمده و کاملاً در عمق مذاب فرو برده می شود . در عمق مذاب کربنات کلسیم تجزیه شده و گاز CO2 ایجاد می شود :

CaCO3 -----> CaO + CO2

مواد قابل تبخیر دیگری مانند AlCl3 و p نیز می توانند به عنوان فلاکسهای گاززدایی جامد با همان مکانیزم به کار بروند . گاز CO2 در مذاب یک گاز خنثی بوده و عمل گاززدایی را مانند آنچه قبلاً گفتیم انجام می  دهد . این روش , روش بسیار موفقیت آمیزی برای اکثر آلیاژهای مس
می باشد . این روش نسبت به روش قبل ( استفاده از روش ئیدروژن ) ساده تر و معمولی تر است اما لازم است قرص ها کاملاً در محل خشک نگهداری شده و کاملاً به عمق مذاب رانده شود و پلنجر مورد استفاده کاملاً تمیز و خشک بوده و ترجیحاً از پلن جرهای گرافیتی استفاده شود
( پلن جر همان محفظه سیلندری است که قرص را در آن قرارداده و در مذاب فرو می بریم ) .

همان طور که قبلاً اشاره شد هرچه عمل مخلوط کردن این گاز در مذاب بهتر انجام شود و حبابهای ایجاد شده ریزتر و ظریف تر باشد عمل گاززدایی بهتر انجام می شود . از طرفی اجتناب از ایجاد تلاطم در مذاب ( مخصوصاً در سطح مذاب ) به منظور جلوگیری از جذب گاز الزامیست . علاوه برکربنات کلسیم مواد جامد دیگری نیزمورد استفاده قرارمی گیرد نظیرTi-Ni-Li-Ca-Mg عملی که اینها انجام می دهند در حقیقت تولید هیدرات و جدا کردن ئیدروژن از مذاب است بهتر است این مواد داخل فویل های مسی پیچیده شود و به داخل مذاب رانده شود .

5- روش گاززدایی در خلاء

این روش اگرچه می تواند برای بعضی از آلیاژهای مس سودمند واقع شود اما به دلایل مختلف روش قابل قبولی برای آلیاژهای مس نیست , مهمترین دلیل این موضوع مسئله هزینه و قیمت تجهیزات مورد لزوم می باشد که بسیار بالاست ( به دلیل درجه حرارت بارریزی بالا ) . از سوی دیگر برای بسیاری از آلیاژهای مس که حاوی مقادیر روی و سرب ( و شاید قلع ) هستند بوجود آمدن محیط خلاء موجب تلفات شدید آنها خواهد شد .

6- استفاده ای فلاکسهای آلیاژهای مس

در مورد مس و آلیاژهای آن معمولاً سه نوع فلاکس داریم

الف) فلاکس های اکسیدی ( اکسیدان )

این فلاکس ها عموماً در روش اکسیداسیون , دی اکسیداسیون مورد استفاده بسیار قرارمی گیرند رل اصلی این فلاکس ها کنترل ئیدروژن توسط بوجود آمدن محیط اکسیدان است که هنوز این روش یک روش عملی و بسیار معمول در آلیاژهای مس می باشد که بیشتر در کورهای مشعلی و بوته ای می تواند مورد استفاده واقع شود . فلاکس های اکسیدان معمولاً شامل مقادیر
قابل توجهی اکسید مس و اکسید منگنز (MnO2) می باشد که در نقطه ذوب مس تجزیه می شوند و منشاء اکسیژن لازم برای مذاب می گردند . ( نام تجاری این فلاکس کپرکس است ) .

ب) فلاکس های خنثی

این فلاکس ها به منظور کاهش تلفات مذاب یا مواد بوسیله فراهم آوردن یک پوشش سیال در سطح مورد استفاده قرار می گیرند . این نوع فلاکس ها معمولاً براساس براکس ـ اسیدبوریک و شیشه می باشد که در نقطه ذوب شده و پوشش سرباره ای مناسبی را فراهم می آورد براکس درحدود 740 درجه سانتیگراد ذوب می شود و سطح مذاب را می پوشاند .

براکس نوعی ماده معدنی ( کانیهای رسوبی) بی رنگ یا رنگهای متمایل به سفید است . به عنوان ماده کمک ذوب در ساخت شیشه ـ ماده ضد عفونی کننده و ماده ضد اکسیداسیون در متالوژی شناخته می شود . این گونه فلاکس های شیشه ای به خصوص  در مورد آلیاژهای حاوی روی به منظور جلوگیری از بخار شدن روی و اکسید شدن روی بسیار مؤثر بوده و تلفات روی را 10-3 درصد کاهش می دهد . نقش دیگری که این نوع فلاکس ها دارند جذب مواد ناخالص غیرفلزی از مذاب و شارژ است , مانند اکسیدها ـ ماسه هایی که توسط برگشتی ها شارژ شده ـ مواد روان کاری , ماشین کاری و غیره . ماسه هم فلاکس خنثی است ولی چون ذوب نمی شود راندمان خوبی نخواهد داشت .

ج) فلاکس های احیایی

این فلاکس ها شامل کربنی هستند مانند گرافیت ها ـ زغال ها و غیره که معمولاً در مورد آلیاژهای مس و روی با درصد مس بالاتر استفاده می شود . نقش عمده این فلاکس ها جلوگیری از اکسیده شدن مذاب و تلفات مذاب است البته لازم است گرافیت یا زغال استفاده شود که درصد گوگرد پایین داشته باشد چون گوگرد می تواند منشاء گاز باشد به هرحال فلاکس های احیایی توانایی جمع آوری و جذب ناخالصی ها و آخالها را از عمق مذاب ندارد بنابراین در این مورد بایستی از موارد شارژ تمیز استفاده کرد